چرا در مسیر موفقیت شغلی STOP می‌خوریم؟

هیچ‌چیز در زندگی کاری و تجاری بدتر از این نیست که در مسیر پیشرفت خود متوقف شویم.گاها افرادی را دیده‌ایم که انسان‌های پرتلاش و متخصصی هستند اما آن‌طور که از آنها انتظار می‌رود موفق نمی‌شوند و یا سرعت لازم را ندارند.آیا مشکل در برنامه این دسته از افراد است؟آیا این افراد خودشان کم‌کار هستند؟

مشکل این افراد این است که با توجه به این‌که توانایی و بصیرت بالایی دارند نسبت به مسائلی کوچک ولی مهم کم‌توجه‌اند برای مثال آنها با جدیت تمام در سمتی که دارند به فعالیت می‌پردازند ولی ازآنچه در اطرافشان می‌گذرد بی‌خبرند.در اینجا به هفت تله‌ای که افراد موفق در آن می‌افتند اشاره می‌کنیم:

۱- ندانید برای چه‌کار می‌کنیم.

شما در هر سطحی از سازمان که مشغول به کار هستید ،باید به یک مورد بسیار مهم توجه کنید و آن این است که در مقابل رئیستان به چشم بیایید.این را بدانید باید طوری در شرکت ظاهر شوید که دیده شوید در غیر این صورت کار ۲۴ ساعته نمی‌تواند به‌تنهایی توجیه مناسبی برای خوب بودن شما در سازمانتان باشد.

به کار سایر همکاران خود توجه کنید  و کاری انجام دهید که از بقیه موجه‌تر به نظر برسید.

۲-عدم پیگیری دستورات مافوق

زمانی که با موضوعی در سازمان مواجه می‌شوید،هرچه قدر بیشتر بر روی موضوع تفکر و تأمل‌کنید درنهایت تصمیمی اتخاذ می‌کنیم که هم هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و هم مناسب‌ترین راه است.اما این مسئله راجع به دستورات مافوق صدق نمی‌کند.چنانچه دستورات مافوق را در سریع‌ترین زمان ممکن به انجام نرسانید مطمئناً به نفع شما نبوده و اعتبارتان کم خواهد شد.چراکه مدیران خود را بالاترین فرد سازمان از همه لحاظ می‌دانند و مخالفت‌های بیش‌ازحد شما به دستوراتش درنهایت به اخراج شما از سازمان می‌انجامد.

۳-بی‌توجهی به ترفیعات

هر فردی تا حدی پیشرفت می‌کند تا زمانی که  به مرحله «عدم شایستگی » می‌رسد.برخی از افراد  خیلی زود  به حدود بی‌لیاقتی خود می‌رسند که پس‌ازآن نمی‌توانند بیشتر پیشرفت کنند. کارمندانی هستند که فکر می‌کنند هر نوع ارتقا مقامی شایسته تبریک است . درحالی‌که وقتی در آن سمت قرار می‌گیرند،دیگر پیشرفتی نمی‌کنند. برای مثال بازاریاب فعال و توانایی را در نظر بگیرید که باعث افزایش فروش شرکت شده است و مدیر سازمان چاره‌ای ندارد تا او را به‌عنوان مدیر فروش ترفیع دهد.یک ترفیع نامناسب که با روحیات و استعدادهای فرد ناسازگار است، فرد و سازمان را متضرر می‌کند.در مثال ذکرشده گاهی مدت‌ها طول می‌کشد که شرکت ، بازاریابی را به توانا بودن مدیر فروش جدید بیابد .

۴- زیر پا گذاشتن فرهنگ‌سازمانی

هرچند فرهنگ‌سازمانی هنوز به‌طور کامل در شرکت‌ها جا نیفتاده است و  به‌درستی مورداستفاده قرار نمی‌گیرد ،اما انجام برخی از رفتارهای غیرمتعارف به ضرر شما و تشکیلاتتان می‌باشد.افراد باوجدان کاری بالا نسبت به کارمند باهوش در شرکت بیشتر به چشم می‌آیند.پس با رعایت موارد ریزی مانند پوشش ،ساعت ورود و خروج و غیره امنیت خود را بیشتر کنید.

۵-مقاومت در برابر رئیس جدید

تعویض مدیران  در سازمان‌ها تغییراتی را به وجود می‌آورد که در بیشتر موارد شرایط را سخت‌تر می‌کند.کارمندان از قبول رئیس جدید طفره می‌روند و در برابرش مقاومت می‌نمایند.البته رئیس جدید هم بیکار نخواهد نشست و همیشه این زیردست است که باخت را می‌پذیرد.ورود رئیس جدید جهت بهبود و پیشرفت سازمان است که نباید نادیده گرفته شود.

۶-لغز نخوانید.

اگر می‌خواهید از رئیس و یا بالادستان خود بدگویی کنید ،در خانه این کار را انجام دهید.بهترین شیوه برای رساندن شکایت به این افراد این است که طبق سلسله‌مراتب و مقررات سازمان شکایت خود را مکتوب و محترمانه آن را پیگیری کنید.چراکه لغز خواندن تنها شرایط شمارا در شرکت بدتر کرده و درنهایت به گوش آنها می‌رسد.

۷-شخصیت متعادل داشته باشید.

بسیاری از بحران‌های روزمره بیشتر از آنکه به بینش و خلاقیت نیاز دارد به قضاوتی قاطع و صریح نیازمند است.هیچ‌چیزی مانند «رفتار بوقلمون گونه» نمی‌تواند زیردستان و بالادستان  شمارا برنجاند.این‌که شما یک روز به خاطر اشتباه کارمندی از کوره دربروید و رفتاری تند از خود نشان دهید و فردایش بابت همان اشتباه گذشت کنید، از شما شخصیتی «غیرقابل‌اعتماد» می‌سازد.

 

Share Now

admin

پست های ارسالی توسط admin

Related Post

ارسال پاسخ به ما